تبليغاتX
سيلك بازار

سيلك بازار

اخبار و اطلاعات سيلك بازار و شهر مجازي كاشان

عاشقانه ها


نترس از هجوم حضورم چيزي جز تنهايي با من نيست ::..

دلم براي كسي تنگ شده !

 

اين روزها كه نيستي چرا پنهان كنم دلم براي كسي تنگ شده

 

عقربه ... ساعت ... فاصله ... اشك ... انتظار

 

واژه هايي هستند كه روزي هزار بار در ذهنم تكرار ميشوند

 

هر چند كه . . .

 

اشك !

 

چيزي است كه بيش از همه با آن سر و كار دارم

 

اما !

 

دوري تو مصيبت كمي نيست

 

كه . . .

 

بتوان حق آن را با اين سوگواري هاي اندك ادا كرد

 

ديگر نه . . .

 

جلوي چشمانم تصوير روشني از تو دارم و نه صدايي

 

كاش !

 

خبري از تو داشتم

 

كه . . .

 

اينظور خود گم كرده

 

به دنبال دست آويزي براي آرامش باشم

 

اين روزها كه نيستي

 

خانه بوي نم غربت ميدهد

 

حتي !

 

نسيم با پنجره قهر است

 

كه بخواهد خبري از تو بياورد

 

اما !

 

برايت بگويم :

 

دلشوره هاي عاشقي قشنگ است ! ! !



..:: نظر بدید::..

لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 0:56 توسط ..:: علیرضا ::..

می نشستم خسته در بستر

خیره در چشمان رؤیاها

زورق اندیشه ام،آرام

می گذشت از مرز دنیاها

 

روزها رفتند و من دیگر

خود نمی دانم کدامینم

آن من سر سخت مغرورم

یا من مغلوب دیرینم

 

بگذرم گر از سر پیمان

می کُشد این غم دگر بارم

می نشینم شاید او آید

عاقبت روزی به دیدارم

  


26 ..:: نظر ::..

لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 0:49 توسط ..:: علیرضا ::..

مي گذرم ازتوبي وفا
توکه پرازحماقتي
ختمه دروغهاي سياه
تهمونده خيانتي
هرچي بگم به توکمه
اين نقطه دل منه
يه روزي رسوات ميکنم
تابشناسن, توروهمه 
حتي لياقت نداري
که فکرکنم تو کي بودي
فقط ميخوام ,جون بکني
مهم نبود که چي بودي

یه عکس خودم خالی از لطف نیست


3 ..:: نظر ::..

لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 0:30 توسط ..:: علیرضا ::..

 

اکنون که برایت می نویسم قلب سردم را همراه کاروان عشق به سویت روان میکنم تا تو گل معطر که عشق از دلت لبریز است همواره شاداب و پیروز باشی اکنون قلب پژمرده ام را میشکافم و قطره خونی را که از اعماق قلب سردم جاری می شود به عنوان سلام برایت تنها گل تنهاییم می فرستم .

عزیزم نمیدونم چطور قلبمو تقدیم عشق زیبایت کنم . عزیزدلم زندگی دریای پرتلاطمی است که موجهای آن ما را به هر سویی پرتاب میکند . زندگی عشقی است که ما در آن گم میشویم و روزی خود را پیدا میکنیم که دیگر دیر شده و ما مانند ماهی که موجهای دریا آن را به خشکی پرتاب میکند و ماهی بر اثر بی آبی جان میدهد و میمیرد یا مانند گلی پژمرده و پرپر شده میشویم زندگی دوران و گذرانی است بر دلهای عاشق . زندگی را به خاطر عشق پاکت به خاطر خنده های زیبایت  به خاطر وجودت در کنارم دوست دارم ولی افسوس که درمانده عشق تو شدم و عشق تو تمام ذهن و وجودم را در بر گرفت . فاصله بین من و تو خیلی زیاده مثل زمین و آسمون ولی دوست داشتم دلامون مثل دو تا آهنربا همیشه به هم چسبیده بود و تا ما رو از هم جدا میکردند دوباره یه کششی ما رو به سوی همدیگه می کشوند و به همدیگه می چسبیدیم و از هم جدا نمیشدیم . کسی که لحظات خوش و زیبای زندگی خودشو با عشق تو رنگین میکنه منم  منی  که عاشقانه به عشق تو زندگی میکنم . کاش درکم می کردی و هرگز پرپرم نمیکردی . تو با رفتنت منو پرپر کردی پرپر شدن به خاطر تو  به خاطر تمام خنده های تو  به خاطر تمام خنده هایی که از صورت زیبای تو گرفتم هیچوقت خنده هات یادم نمیره  یه آرامش روحی و ذهنی بود برام  نمی خواستم هیچوقت از دستت بدم  نمی خواستم هیچوقت تنهام بذاری  نمی خواستم باور کنم که رفتی و تنهام گذاشتی  دوست داشتم همیشه پیشم باشی و در کنارم باشی و مال خود خودم باشی ولی روزهایی که احساس تنهایی و بی کسی میکنم می بینم واقعا ُ از پیشم رفتی  رفتی واسه همیشه ولی عزیزم هیچوقت فراموشت نمیکنم و همیشه در زندگیم بهترین و قشنگترین دعاها رو پشت سرت نثارت میکنم فقط به خاطر عشق تو  به خاطر خنده های زیبای تو می گویم تا همیشه دوستت دارم  تا وقتی که نفس میکشم حتی در آخرین نفسم میگویم :

ای پرستوی کوچک و زیبای من عاشقانه می پرستمت 


9 ..:: نظر ::..

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 1:41 توسط ..:: علیرضا ::..

اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند
-----------------------------------
تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند.
------------------------------------
پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
----------------------------------------
سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني
-----------------------------------
اگر هميشه همان کاري را که انجام داده ايد تکرار کنيد ، چيزي بيش از آنچه تا کنون به دست آورده ايد، به دست نخواهيد آورد.
-----------------------------------------
بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است
-----------------------------------
خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد.
-------------------------------------------
در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد
---------------------------------
اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ...
-------------------------------------
اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم
هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي
رنگين کمان من!!!


10 ..:: نظر ::..

لينك ثابت نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 22:17 توسط ..:: علیرضا ::..

 

شبهای رفتن تو شبهای بی ستاره است

 

ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پاره است

 

با هرنفس توسینه بغض تو تو گلومه

 

با هر کی هر جا باشم عکس تو روبه رومه

 

آخ که چه قدر تنگه دلم برای اون شبها

 

کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلامون

 

چی میشه بر گردی بازم به روزهای گذشته

 

هوای پاییز چرا تو عشق ما نشسته


..:: یک نظر ::..

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 0:22 توسط ..:: علیرضا ::..

زمزمه صداي تو

در گوش من هميشه جاريست

چه در خلوت چه در اشوب

ديده ام به هر جا مينگرد

به دنبال آنيست كه تو دريابد

ذهنم به هر نقطه اي كه تنگنا ميدهد

در ان وسعتي از تو براي من باز ميكند


2 ..:: نظر ::..

لينك ثابت نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 1:55 توسط ..:: علیرضا ::..

 

تا دیروز اینقدردقیق به چشمانت خیره نشده بودم

درچشمانت عجیب دروغ موج میزند

مرا بگوکه به خاطر صداقت چشمانت چه قصیده هاسرودم

چشمانت ارزش یک دوبیتی راهم نداشت...

 


..:: نظر بدید::..

لينك ثابت نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 1:34 توسط ..:: علیرضا ::..

يه روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیرورو شد برای داشتن عشقت همه وجودم آرزو شد تا نفس کشیدی انگار نفسم برید توی سینه ابرو بادو دریا گفتند حس عاشقی همینه

اومدی توی سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از منو ودلم گذشتی رفتی با قایقه عشقت سوی روشنی فردامنو دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا

دیگه تو وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی دل تنها وغریبم داره این گوشه می میره ولی حتی وقت مردن باز سراغتو می گیره میرسه روزی که که دیگه قعر دریا میشه خونم اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم


..:: نظر بدید::..

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 2:4 توسط ..:: علیرضا ::..

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 20:33  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر